الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

71

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

به همان ترتيبى كه شيعهء اماميه قائلند ، بيان كرده است . اين كتاب كه در قرن اوّل هجرى نوشته شده است ، مورد اعتماد است و مجموعهء مطالب آن حقانيّت مذهب اماميه را به وضوح ثابت مىنمايد ؛ زيرا در آن خبر از امامت امامانى داده مىشود كه هنوز در آن زمان متولد نشده بودند . به صحت اين كتاب قرائن و امارات محكمى دلالت دارد . حال اگر فرض كنيم كه چنين خبرى در آن باشد با توجّه به احاديث ديگر كتاب ، آن روايت قابل تفسير است يعنى مقصود از آن روايت هم اشاره به عدد امامان بوده و هم اينكه آنها از نسل على عليه السلام هستند و چون بيشتر آنها - يازده نفر از دوازده نفر - از اولاد آن حضرت هستند لذا به اين تعبير - كه به احتمال قوى ، كامل هم نقل نشده - بيان شده است . اين رأىِ مخالفِ رواياتِ اثنى عشر را ، « ابن نديم » به « ابى سهل نوبختى » هم نسبت مىدهد كه درست به نظر نمىرسد ، چون ابوسهل نوبختى كسى نيست كه چنان رأيى را كه هيچ دليل قابل اعتنايى ندارد ، اظهار كند و در كتب تراجم و رجال شيعه كه خاندان نوبختى را به تفصيل معرفى كرده‌اند ، در بررسى شرح حال ابوسهل و ديگران چنين نظرى را از او نقل نكرده‌اند و همهء مذهب و عقيده و عمل او را ستوده‌اند ، به نظر مىرسد اينها از همان سلسله اشتباهاتى است كه در كتاب‌هاى تراجم و فِرَق رخ مىدهد و مؤلفان آنها به مسامحه از آن گذشته‌اند . اسناد دادن اين نسبت‌هاى بىپايه به اشخاص شناخته شده ، نتيجه‌اى جز به اشتباه انداختن افراد بىاطلاع يا كم اطلاع ندارد . در هر حال مسأله مهدويّت و غيبت و ساير امور متخصص به امام دوازدهم 7 از صدر اسلام مطرح بوده است . بر حسب آنچه در همين تورات و انجيل‌هاى رايج هست ، سابقه اين باور در اديان الهى قبل از اسلام و كتب عهد عتيق و جديد هم ريشه دارد .